
کجاست فکر حکيمي و راي برهمني؟
چند سالي است رفتن به جلسات دولتي که فقط «جلسه» است و انتشار بي درنگ عکس و خبرهاي کليشه اي پس از آن، برايم جذابيتي ندارد. اما نام خاطره انگيز «محوطه باستاني ازبکي»، مقاومت نرفتنم را مي شکند. از کودکي حس ديگري به اين مجموعه باستاني دارم. حدود چهل سال پيش با قدم هاي کودکانه مي توانستيم به آن برسيم و از سر و کولش بالا برويم. بسان مادري بردبار و مهربان در کهن دشت ساوجبلاغ ايستاده بود و شاخه اي از رودخانه کردان که از کنارش مي گذاشت. آبش زلال بود و خنک و نيزارهاي اطرافش پر از آواز پرندگان خوش رنگ. به قول سهراب:
نسبم شايد برسد
به گياهي در هند، به سفالينه اي از خاك سيلک (= ازبکي)
حسي که به ازبکي دارم همان حسي است که به مادرم دارم. حسي که به پدرم دارم، حسي که به ايران دارم. از آرامستان قديمي ميزبان پيکر نازنين پدرم، هم دژ مادي ازبکي ديده مي شود هم دودکش هاي بلند کارخانه سيمان آبيک که محل کار آقاي زحمت کشم بود...
پدرم اينجا و مادرم اينجا و وطنم ايرانه
آخه من کجا برم همه جا جز اينجا واسه من زندانه
يادش به خير جلسات فرهنگي «شب هاي ازبکيه» در دهه هشتاد خورشيدي که ميهمان دانش و تجربه استاد دکتر يوسف مجيدزاده بوديم. خودش يک کلاس درس مفصل از فرهنگ، هنر و تاريخ ايران عزيز بود. در 24 آبان 1404 به همراه گروهي از کنشگران فرهنگي در فرمانداري شهرستان نظرآباد حاضر شديم تا درباره «تمهيدات مردمي ثبت جهاني محوطه باستاني ازبکي» گفت و گو کنيم. يافته هاي معماري، سفال، لوح گلي، مجسمه هاي کوچک و زيورآلات فلزي و... در محوطه نفيس ازبکي با ده ثپه ارزشمند، دلالت دارد بر فرهنگ و مدنيت پيوسته از هزاره هفتم پيش از ميلاد مسيح تا سده هاي نخستين اسلامي.
به نظر مي رسد اداره کل ميراث فرهنگي استان البرز، اول بايد استقرار «پايگاه ملي ميراث فرهنگي» در اين محوطه را پيگيري و تصويب کند تا زمينه ساز ثبت جهاني در يونسکو شود. برخي مواقع فکر مي کنم اگر کشورهاي حاشيه خليج فارس چنين مجموعه باستاني داشتند چه مي کردند؟ پاسخ روشن است آنچه که با «دبي» کردند. جايي که رفتن به آنجا در فهرست آرزوهاي گروه زيادي از ايراني ها است...
مزاجِ دَهر تَبَه شد در اين بلا حافظ
کجاست فکر حکيمي و راي برهمني؟
حسين عسکري
30آبان 1404
عکس زمستاني دژ مادي ازبکي، سليقه برادرم علي عسکري است.

_____________________________

کاروان سرايي بر بلنداي تاريخ
«کاروان سراي صفوي ينگي امام» در شهر هشتگرد استان البرز از دو جهت ملي و جهاني، مهم و قابل توجه است. در 17آذر 1377به شماره 2175در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده و در 26شهريور 1402همراه با 53کاروان سراي ديگر با عنوان «کاروان سراي ايراني» در فهرست ميراث جهاني يونسکو قرار گرفته است. پس از نام گذاري 17آذر به عنوان «روز فرهنگي هشتگرد»، انتظار مي رفت توجه به اين اثر فاخر افزايش يابد اما متاسفانه به دور از چشم ارزيابان يونسکو و بي تفاوتي مزمن و آزار دهنده متوليان ميراث فرهنگي استان البرز، اين اثر تاريخي نفيس در يکي دو سال اخير به شدت آسيب ديده و شوربختانه رو به ويراني است.
مردم به ويژه جوانان، قدر «ينگي امام» را مي دانند و آگاهي دارند که اين مجموعه تاريخي شامل کاروان سرا، امامزادگان، تپه و بقاياي قلعه تاريخي چه اثرات ارزشمند فرهنگي و اقتصادي بر توسعه شهر هشتگرد دارد. «مهدي فيروز زارع» يکي از جوانان علاقه مند به ميراث فرهنگي زادگاهش است. او پاياننامه کارشناسي ارشدش در رشته مطالعات تاريخ هنر اسلامي دانشگاه سوره را با عنوان «مباني حکمي و هنري بناهاي تاريخي ينگي امام» زير نظر استاد دکتر حکمت اله ملاصالحي مشتاقانه نوشته و در 29شهريور 1404با نمره عالي از آن دفاع کرده است. همچنين مقاله اي با عنوان «پژوهشي در تاثير اقليم بر جهت يابي و ساختار کاروان سراي ينگي امام» از پايان نامه اش استخراج کرده که در مرحله داوري قرار دارد. ويدئوي فوق، برشي از فيلم مهدي فيروز زارع است که در جلسه دفاع از پايان نامه اش پخش شد. با موافقت ايشان و به مناسبت روز فرهنگي هشتگرد اين بخش از فيلم منتشر مي شود. براي ايشان آرزومند توفيقات بيشتر علمي و فرهنگي هستم.
حسين عسکري
16آذر 1404
ويدئوي مورد اشاره
_____________________________

آن شب فيروزه اي در وليان
به کوشش ستودني علي دهباشي قرار است در 16آذر 1404 «شب جعفر والي» در خانه هنرمندان شهر تهران برگزار شود. استاد والي از بنيان گذاران تئاتر ملي ايران است. با ديدن پوستر اين آيين فرهنگي، ياد «شب فيروزه اي وليان» افتادم. شبي مهتابي در ماه رمضان سال 1394 خورشيدي (يک سال مانده به کوچ استاد والي) که به پيشنهاد و همت مهرداد کورش نيا، اسماعيل آل احمد و بنده در رکاب استاد دکتر حکمت اله ملاصالحي راهي خانه زنده ياد والي در روستاي وليان از توابع شهرستان ساوجبلاغ شديم. آقاي دکتر عباس منظرپور (دندان پزشک، تهران پژوه و نويسنده کتاب در کوچه و خيابان) از روزهاي پيش، ميهمان استاد والي بود. شادروان سيد عباس ميرخاني (نويسنده و شاعر) هم مشتاقانه خود را از روستاي تاليان به وليان رسانده بود
خلوت گزيده را به تماشا چه حاجت است
چون کوي دوست هست به صحرا چه حاجت است
مهرداد، افطاري مختصر و خوشمزه اي تدارک ديده بود. حدود سه ساعت تا اذان، پاي درس و تجربه زيسته بزرگان جمع نشستيم. در آن عصر خاطره انگيز، عقربه هاي ساعت مي دويدند. پس از افطار، دو ساعتي هم زير آلاچيق باغ زيباي استاد والي نشستيم و مشتاقانه از حکمت، تاريخ، فرهنگ و هنر ايران جان شنيديم. آقاي آل احمد با دوربينش لحظاتي از آن شب فيروزه اي را ثبت کرده است. به همين جهت در تصاوير نيست.
معاشران! گره از زلفِ يار باز کنيد
شبي خوش است بدين قصهاش دراز کنيد
تهران و ساوجبلاغ قديم، فيلم گاو، فيلم تا غروب (ساخته شده در وليان)، سريال هزاردستان، پرويز ثابتي، غلامرضا تختي، عزت الله انتظامي، پرويز ناتل خانلري، جلال آل احمد، سيمين دانشور، برادران ميرخاني خوشنويس، علي حاتمي، محمدرضا شجريان، احمد شاملو، غلامحسين ساعدي، تئاترهاي دهه چهل و پنجاه خورشيدي، کافه نشيني ها و منش داش مشتي هاي تهران و... از عناوين شنيدني خاطرات آن شب به ياد ماندني بود. از آن جمع هفت نفره، متاسفانه سه تن (شادروانان والي، منظرپور و ميرخاني) از اين عالم خاکي کوچيده اند و ماييم خاطرات شفاهي بجاي مانده از آنها. صد حيف که نتوانستيم آن خاطرات را ثبت و ضبط کنيم.
شکر خدا که سايه با برکت استاد ملاصالحي همچنان بر سر ما است.
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
که هر چه بر سر ما ميرود ارادت اوست
حسين عسکري
14آذر 1404
پاي افطار چراغاني گيلاس / اسماعيل آل احمد



به نقل از کانال تلگرامي البرزپژوهي https://t.me/alborzology
_____________________________
کوتاه نوشته هاي حسين عسکري در کانال تلگرامي البرزپژوهي - 1
کوتاه نوشته هاي حسين عسکري در کانال تلگرامي البرزپژوهي - 2
کوتاه نوشته هاي حسين عسکري در کانال تلگرامي البرزپژوهي - 3
کوتاه نوشته هاي حسين عسکري در کانال تلگرامي البرزپژوهي - 4
کوتاه نوشته هاي حسين عسکري در کانال تلگرامي البرزپژوهي - 5
کوتاه نوشته هاي حسين عسکري در کانال تلگرامي البرزپژوهي - 6
برچسب:
نویسنده: آبتین کریمیان