خرید بک لینک

 

 

 

 

براي هويت ايراني شيعي شهر هشتگرد

حسين عسکري

کتاب «تاريخ هشتگرد» را مشتاقانه با هدف بازخواني مستند و روشمند هويت فرهنگي و تاريخي اين شهر و با دريافت کمترين هزينه پژوهشي، در طول سه سال نوشتم. خواستم به سهم خود به هشتگردي هاي عزيز، هديه اي مکتوب داده باشم  . دغدغه پس از چاپ کتاب، «کاربست» آن بود. کاربست يعني يافته هاي مستند تاريخي کتاب، خود را در چهره عمومي شهر به ويژه نمادهاي فرهنگي نشان دهد. با مجموعه شوراي شهر و شهرداري هشتگرد در اين باره صحبت کردم. کم و بيش منظورم را متوجه شدند اما مهندس حامد آلياني و دکتر رامين عيسي بگلو با طراحي ديوار نگاره ها، توليد و نصب نمادهاي حجمي تاريخي، عملاً کاربست سويه هاي هويتي کتاب را جدي تر گرفتند.

با بارش فکري کنشگران فرهنگي، سه شعار محوري هويت بخش از يافته هاي کتاب به عنوان «شناسنامه هشتگرد» استخراج و پيشنهاد گرديد:

1. هشتگرد: 2200سال فرهنگ‌ و‌ مدنيت؛

2. هشتگرد: نگين جاده ابريشم؛

3. هشتگرد: ميراث دار هزار ساله تشيع.

اولي مستند بر يافته هاي سفالين دوره اشکاني در «چال تپه» است. همان جايي که پيش از اسلام، هشتگرد از آنجا آغاز شده است. دومي بر محوريت «کاروانسراي صفوي ينگي امام» مي چرخد. اثري نفيس که در فهرست آثار ملي و ميراث جهاني يونسکو ثبت شده است. سومي هم مبتني بر «زيست آگاهانه و مجاهدانه گروهي از شيعيان دوازده امامي در سده هاي پنجم و ششم هجري قمري» در شهر هشتگرد است.

در پيوند با شعار سوم، چند روزي است دارند تنديسي را در ورودي غربي شهر هشتگرد نصب مي کنند. قرار است از اين ميدان يادماني در 17آذر 1404 (= روز فرهنگي هشتگرد) پرده برداري شود. به خاطر دارم در اوايل ارديبهشت 1404به اتفاق دوست عزيزم آقا اسماعيل آل احمد ميهمان شهرداري و شوراي شهر بوديم تا براي اجرايي شدن بهينه و اثرگذار «شعار سوم» همفکري کنيم. در آن ايام، مهندس آلياني داشت پيگيري مي کرد که تنديس «شهيد جمال الدين عبدالصمد هشتجردي» در ميدان غربي شهر نصب شود. در آن جلسه پيشنهاد کرديم بسته اي فرهنگي - رسانه اي براي معرفي و نهادينه سازي شعار سوم و معرفي صاحب تنديس و جايگاهش در تاريخ تشيع، در سه مرحله پيش، حين و پس از نصب تنديس، طراحي و اجرا شود. پرداختن به هويت فرهنگي و تاريخي شهرها، کاري ظريف و حساس مثل جراحي قلب يا مغز است و آدم ها و توانايي هاي مخصوص به خودش را مي طلبد. متاسفانه جلسه مورد اشاره به جهت اختلافات سليقه اي - اداري برخي اعضا، عقيم ماند و حتي خبري کوتاه هم از آن منتشر نشد. متأسفانه با عدم‌ استمرار آن جلسه مهم و دورانديشانه، فرصت طلايي براي نهادينه سازي شعار قدمت هزار ساله تشيع در هشتگرد از دست رفت.

اين روزها اگر از سمت شهرهاي آبيک و نظرآباد وارد هشتگرد مي شويد و تنديس جمال الدين عبدالصمد هشتجردي را مي بينيد، آگاهي داشته باشيد که او و پدرش نماد حضور هزار ساله تشيع دوازده امامي در مرکز شهرستان ساوجبلاغ هستند. ارزش اين هويت آييني کم نظير، وقتي معلوم مي شود که «تاريخ تشيع در ايران» را ورق بزنيم.

و اما شهيد جمال الدين عبدالصمد هشتجردي فرزند دهخداي فخرآور هشتجردي، از چهره هاي مذهبي، علمي و اجتماعي شيعه دوازده امامي در سده ششم هجري قمري به شمار مي رود که از شهر هشتگرد برخاسته است. در سده هاي نخستين اسلامي، برخي واژه ها و نام هاي فارسي معرب شده بود؛ از جمله تبديل نام هشتگرد به هشتجرد (تبديل گ به ج). جمال الدين به همراه پدرش که مستوفي (مسئول امور مالي) ري بود، با اسماعيليان الموت درگيري مسلحانه و عقيدتي داشت. عبدالجليل قزويني رازي متکلم و فقيه شيعه در قرن ششم هجري قمري، در معرفي بزرگان و روساي شيعه، از او با عنوان «جمال الدين عبدالصمد غازي شهيد رحمت الله عليه» ياد کرده و در کتاب «نقض» در اين باره نوشته که «ابواسحاق صاحبِ خراج ملاحده» نيز «که ملحد شد» به وسيله «امير قايماز... به گفت جمال الدين عبدالصمد شيعي رحمت الله عليه» کشته شد. آن گونه که به نظر مي رسد، جمال الدين عبدالصمد در نهايت به شهادت رسيده اما منابع تاريخي درباره چگونگي شهادت او مطلبي نگفته اند. منتجب الدين رازي از نويسندگان شيعه در قرن ششم هجري، در رديف 319کتاب الفهرست با عنوان «الرييس عبدالصمد بن فخرآور الهشتجردي: دَيّنٌ، فاضل» از او نام برده است. اين ارزيابي منتجب الدين درباره عبدالصمد هشتجردي در ديگر منابع رجالي شيعه هم آمده است: «محمد بن حسن حرّ عاملي، امل الآمل، ج 2، ص 149؛ عبدالله  بن عيسي بيگ افندي اصفهاني، الفوائد الطريفه، ص 43؛ همان نويسنده، رياض  العلماء و حياض الفضلاء، ج 3، ص 158؛ سيد ابوالقاسم موسوي خويي، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواه، ج 11، ص 28؛ آقابزرگ تهراني، طبقات اعلام  الشيعه: الثقات العيون في سادس  القرون، ج 3، ص 335؛ محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 102، ص 256.» شواهدي در دست است که نشان مي دهد جمال الدين عبدالصمد در بازسازي بقعه حضرت عبدالعظيم حسني در شهر ري نقش داشته؛ به طوري که نامش در کتيبه کوفي نصب شده بر درب قديمي آهني بقعه، آمده است. اين درب حدود سال 1330ش از جاي خود برداشته شده و در خزانه آستانه حضرت عبدالعظيم نگهداري مي شود. استاد ميرجلال الدين حسيني اُرموي معروف به محدّث (درگذشت 1358ش)، استاد علي اکبر دهخدا (درگذشت 1334ش)، دکتر عبدالحسين زرين کوب (درگذشت 1378ش)، آيت الله شيخ عزيزالله عطاردي (درگذشت 1393ش) و دکتر رسول جعفريان بر اين نظرند که منظور از «هشتجرد» در کتاب «نقض»،  همان «هشتگرد» مرکز شهرستان ساوجبلاغ در استان البرز است.

 

 

 


--------------------------------------------------------

 

 

 

شيعيان هشتگرد امامي‌اند نه زيدي

 

حسين عسکري

 

آقاي اسماعيل يعقوبي (مدرس حوزه علميه امام جعفر صادق عليه السلام شهر هشتگرد) در 16آذر 1404در نشست فرهنگي و تاريخي رونمايي از «تنديس شهيد جمال الدين عبدالصمد هشتجردي» در يکي از ميادين شهر هشتگرد، گفته است: «شيعيان سده‌هاي پنجم و ششم هجري قمري ساکن در هشتگرد، زيدي مذهب و فقه آنان منطبق بر اهل سنت بوده است» (نقل به مضمون).

ضمن احترام به نظر متفاوت آقاي يعقوبي، با توجه به مجموعه دلايل و شواهد موجود در منابع مکتوب تاريخي و رجالي، به آگاهي ايشان مي رسانم شيعيان هشتگرد دوازده امامي بوده اند نه زيدي.

1. درگيري عقيدتي و مسلحانه شيعيان هشتگرد با اسماعيليان الموت در روزگار سلجوقيان، نخستين دليل است. در آن روزگار، مناطق کوهستاني استان البرز در سيطره جنبش مذهبي - سياسي باطنيه (اسماعيليه) قرار داشت. در يکي از آن درگيري‌ها بود که جمال الدين عبدالصمد هشتجردي (رهبر شيعيان هشتگرد) به شهادت رسيد.

2.تسلط مذهبي و سياسي زيديان بر مناطق شمالي ايران از اواخر سده دوم هجري قمري با دعوت يحيي بن عبدالله (از نوادگان امام حسن مجتبي عليه السلام) آغاز شده و تا سال 316ق با دولت علويان طبرستان ادامه يافت. زيديه در سده هاي پنجم و ششم هجري قمري کم رنگ شده و محدود به چند آبادي در گيلان و طبرستان بود. پس از آن بود که شيعيان اسماعيلي بر مناطق شمالي ايران به ويژه الموت و طالقان حاکم شدند. بر همين مبنا حمدالله مستوفي قزويني در سال 740ق درباره مذهب اهالي طالقان نوشته است: «مردم آنجا دعوي مذهب سنت کنند اما به بواطنه (اسماعيليه) مايل‌تر باشند.» در منابع تاريخي آمده است اسماعيليان توانستند بر 105دژ دست يابند که 35دژ ايشان در طالقان، الموت، رودبار و طارم بود. به اين ترتيب طالقان در همسايگي هشتگرد براي مدت بيش از يک سده در قلمروي مبارزات فکري و نظامي اسماعيليه قرار داشت.

3. عبدالجليل رازي قزويني نويسنده کتاب «نقض»، پسوند «شيعي» را براي دهخدا فخرآور هشتجردي پدر جمال الدين عبدالصمد هشتجردي آورده است. در ادبيات موجود در کتاب نقض اين عنوان بر «شيعه امامي» دلالت دارد نه زيدي.

4. شيخ منتجب الدين رازي (رجالي نامدار شيعه) که هم روزگار با جمال الدين عبدالصمد هشتجردي بوده او را در کتاب «الفهرست» با عنوان «ديندار و فاضل» توثيق کرده است. اين تاييديه دانشي و عقيدتي را برخي نويسندگان منابع رجالي شيعه همانند شيخ حر عاملي، شيخ عبدالله بن عيسي بيگ افندي اصفهاني، علامه محمدباقر مجلسي، شيخ آقابزرگ تهراني و آيت الله سيد ابوالقاسم موسوي خويي پذيرفته و در آثارشان بازتاب داده اند. اگر عبدالصمد هشتجردي زيدي بود، به اين‌ ميزان و کيفيت نبايد توثيق مي شد.

5. بازسازي حرم حضرت عبدالعظيم حسني (از ياران خاص امام هادي عليه السلام) در ري توسط عبدالصمد هشتجردي، دليلي بر باور او بر عقيده مذهبي صاحب بقعه است. عدم همراهي حضرت عبدالعظيم با علويان زيدي طبرستان (= اصحاب شمشير) دليلي بر مرزبندي عقيدتي او با عموزادگان زيدي اش است.

6. دکتر رسول جعفريان (پژوهشگر تاريخ تشيع) بر اين باور است در سده‌هاي ششم و هفتم هجري قمري در شهر قزوين و حومه، مذاهب شيعه امامي، اسماعيليه (باطني)، حنفي و شافعي در کنار هم زندگي مي کردند. ايشان شيعيان هشتگرد را در رديف «شيعيان امامي» معرفي کرده و بر اين نظر است که در آن روزگار، زيديان در قزوين و حومه حضور نداشتند. همان گونه که اشاره شد در آن روزگار، زيديان در چند آبادي محدود گيلان و طبرستان زندگي مي کردند؛ حضوري که ديگر منشا اثر نبود.

7. عبدالجليل رازي قزويني در کتاب نقض از شيعيان برخي نواحي قزوين همانند هشتگرد و خرقان و... با عنوان «شيعيان اصولي و امامتي» ياد کرده که اين عناوين بر زيديه دلالت نمي کنند.

8. «دشت ساوجبلاغ» از نظر فرهنگي و مذهبي، در سده هاي نخستين و مياني اسلامي با طالقان و نواحي شمالي ايران پيوند نداشته و از اين جهت بيشتر با «ري» مرتبط بوده است. سمت مستوفي گري (مسئول امور مالي) دهخدا فخرآور هشتجردي در شهر ري، دليلي بر اين تمايز فرهنگي و تاريخي است. در روزگار سلجوقيان، اکثريت ساکنان ري، شيعه امامي بودند به طوري که در مناصب عالي سياسي هم نفوذ يافتند.

منابع: عبدالجليل رازي قزويني، نقض، صفحات مختلف؛ حمدالله مستوفي قزويني، نزهت القلوب، ص 108؛ منتجب الدين رازي، الفهرست، ص 329؛ محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 102، ص 256؛ سيد ابوالقاسم موسوي خويي، معجم رجال الحديث، ج 11، ص 28؛ رسول جعفريان، اطلس شيعه، ص 202، 204، 207، 251؛ همان نويسنده، تاريخ تشيع در قزوين، ص 38؛ محمدعلي سلطاني، عبدالجليل رازي قزويني روزگار و کتاب وي، ص 9، 27؛ حسين عسکري، تاريخ هشتگرد، ص 234.

 

 

مذاهب اسلامي در شهر قزوين و حومه، سده هاي ششم و هفتم هجري قمري

 

شهر هشتگرد، ميدان شهيد جمال الدين عبدالصمد هشتجردي، آذر 1404

 

 


برچسب: نویسنده: آبتین کریمیان تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 17:55

صفحه بندی