خرید بک لینک

 

 

 

 

حسين‌ عسکري در نشست البرزپژوهي: «تقدم قوميت بر مليت انحراف از البرز پژوهي‌ است»

 

گزارش رضا قاسم‌پور (معلم روزنامه نگار) از نشست البرز پژوهي در شهر کرج

 

در هفته کتاب، کار ارزنده‌اي را از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي البرز شاهد بوديم. برگزاري سلسله نشست‌هاي رونمايي، معرفي و نقد کتاب‌هاي نويسندگان و ناشران برگزيده البرزي تحت عنوان «هفت خوان دانايي» خستگي از تن نويسندگان و ناشران البرزي به در برد. همين حرکت ارزشمند فرهنگي‌ هنري مي‌گويد: «واقعا فرق مي‌کند چه کسي مديرکل فرهنگ و ارشاد است.»

 

کجي هاي حوزه البرزپژوهي

چهارشنبه 28آبان 1404در سالن گفت و گو و همزمان با برنامه انجمن ادبي آذربايجاني‌هاي البرز؛ خوان ششم از سلسله نشست‌هاي مذکور معطوف به نشست البرز پژوهي با حضور ابراهيم شريفي و علي نوروزي مديرکل و معاون مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي البرز، اساتيد مهراب رجبي، حسين عسکري، حسن شاه‌محمدي، زکريا مهرور، حميدرضا آقايي، مرضيه بزرگمهر و ديگر علاقه مندان برگزار گرديد. به دليل اهميت سخنان انتقادي حسين عسکري در خصوص چيستي و کيستي البرزپژوهي و البرز پژوه، کجي هاي صورت گرفته در اين حوزه، دامن زدن صدا و سيما به مناقشات قومي و تقليل مفهوم مليت به قوم خاص و به حاشيه بردن زبان فارسي و همچنين سخنان تکميلي مديرکل فرهنگ و ارشاد البرز (که جداگانه منتشر گرديد) اهم مطالب مطروحه دکتر حسين عسکري را بازنشر مي‌کنيم. اميدواريم در آتيه با درايت دکتر مهراب رجبي (رييس بنياد ايران‌شناسي شعبه البرز) نشست‌هاي علمي‌ - پژوهشي جاي مناقشات قومي و توليد خشونت و عصبيت را پر کند.

 

چيستي البرز پژوهي و کيستي البرز پژوه

از منظر حسين عسکري «البرز پژوهي»، «بين رشته‌اي نو و شاخه اي از ايران پژوهي که از دانش هاي تاريخ، جغرافيا، باستان شناسي، مردم شناسي، جامعه شناسي، زبان شناسي، زمين شناسي، اقتصاد، ادبيات و هنر به صورت روشمند بهره مي‌گيرد تا بتواند تاريخ، مشاهير و فرهنگ ملموس و ناملموس استان البرز را ذيل هويت ملّي ايرانيان توصيف و تحليل کند.» با تعريف ارائه شده که بايستي جامع افراد و مانع اغيار باشد، اين دسته از افراد، البرز پژوه نيستند: 1. شاعران محلّي؛ 2. تنظيم کنندگان شجره نامچه هاي خانوادگي؛ 3. تعزيه خوانان و نقالان شاهنامه؛ 4. خوانندگان و نوازندگان موسيقي محلّي؛ 5. معتمدان و ريش سفيدان روستاها و محلات قديمي. چون صدا و سيماي البرز تعريف و تحديدي روشن از مفهوم البرز پژوهي ندارد، در توليدات ديداري و شنيداري خود افراد پيش گفته را «البرز پژوه» خطاب مي کند.

 

تبارشناسي کنشگران عرصه البرز پژوهي

«تقليل گرايان» کساني که نگاه جامع و يکپارچه به البرز و ايران ندارند. در نگاه آنان، «قوميت» بر «مليّت» پيشي گرفته است. آنان بر مبناي گويش، قوميت و جغرافياي محل سکونت، البرزيان را به دوگانه متضاد «بومي» و «مهاجر» تقسيم مي کنند. از ديگر سو، مطابق «دوره تاريخي»، برخي صرفاً به دوره اسلاميِ تاريخ ايران و گروهي به دوره پيش از اسلامِ ايران (= ايران باستان) اصالت مي‌دهند. تشکيل جلساتي گزينشي با عنوان «انجمن فرهنگ و زبان باستان البرز» در سال‌هاي اخير را مي‌توان ذيل اين نوع نگاه باستان گرايانه صِرف ارزيابي کرد. شوربختانه گروهي از تقليل گرايان، به رويکرد فاشيستي - نژادي قائل هستند و با تأکيد بر ژن واهي «آريايي - البرزي»؟! در صدد شناسايي و برکشيدن «البرزيانِ اصيل» هستند. آنان گويش محلّي خود را «زبان معيار البرز» مي دانند که بايد به کمک رسانه‌ها به ويژه شبکه البرز و تکنيک‌هاي تکرار و عادي‌سازي، در جغرافياي فرهنگي متنوع استان گسترش يابد. «پيوسته‌گرايان» يا «طرفداران ايران يکپارچه» که بنده با افتخار متعلق به اين جمع هستم. ما با بهره‌مندي خاضعانه از شاگردي در محضر آقاي دکتر حکمت اله ملاصالحي (استاد نامدار دانشگاه تهران و عضو هيأت امناي بنياد ايران شناسي) بر اين نظريم که ايران ديرپا و عزيز و به تبع آن استان البرز داراي يک تاريخ و مدنيت متعالي و توحيدي است که با تجربه ديانت زرتشت و پذيرش آگاهانه خوانش عدالت خواهانه و عقلي از دين اسلام يعني مکتب تشيّع، در طي چندين هزاره به پيوستگي ملّي - معنوي ستبر خود رسيده است.

 

مليت مقدم بر قوميت است

بر همين مبنا، همه اقوام و فرهنگ‌هاي محلّي و بومي، ذيل هويت و مليّت ايراني، قابل بازيابي و تعريف هستند. زبان فارسي که متعلق به هيچ قوم و قبيله اي نيست و در واقع حاصل زيست و تکاپوي آگاهانه تاريخي همه ايرانيان است همانند چتري گسترده، ديگر زبان‌ها و گويش‌ها و فرهنگ هاي محلّي را دربر مي گيرد و با آنها وارد داد و ستد لطيف و معنادار مي شود. «اسلام گرايي صِرف» و «باستان گرايي صِرف» دو روي يک سکه هستند و به نتيجه هولناکي به نام «ايران گسسته» منتهي مي‌شوند. در اين نگاه يعني پيوسته‌گرايان و ايران‌گرايان، «مليّت» مقدم بر «قوميت» است.

 

البرز انتزاعي و البرز انضمامي

مهمترين نقد وارده به تقليل گرايان، توليد خشونت در پي حرف و عمل آنان در استان رنگارنگ و متنوع البرز (= ايران کوچک) است. آنان با طرح «البرز انتزاعي» و در نظر نگرفتن «البرز واقعي»، به گسست هاي فرهنگي دامن مي زنند. به زعم آنان فقط ساکنان بومي يا زاده دِه کرج و برغان و روستاهاي جاده چالوس و کمي طالقان، البرزي هستند، يعني جمعيت حدود سه ميليوني در البرز را از دايره البرزي بودن کنار مي‌گذارند. به قول بيدل دهلوي: «مرکز افتاد برون بس که شد اين دايره تنگ»

 

توليد آثار غيرعلمي و غير مستند

در ادامه عسکري به آسيب‌شناسي آثار مکتوب حوزه البرز پژوهي پرداخته و افزود: «انتحال (سرقت ادبي) گسترده، عدم روش‌شناسي، دامن زدن به تضادها و نفرت‌هاي قومي، نقد ناپذيري و سرايت نقد آثار به نقد اقوام و روستاها و شهرها، عدم ورود پژوهشي دانشگاه هاي البزر به عرصه البرز پژوهي از جمله نقدهايم به کتاب هاي در دسترس قرار گرفته در سال هاي اخير است.»

 

البرز پژوهي در صدا و سيماي البرز 

اين رسانه به اصطلاح ملّي با به کارگيري ناکارشناسان و نامجريان و عدم چشم انداز روشن و روشمند و البته روزمره، آگاهانه و ناآگاهانه به تضادها و گسست‌هاي قومي در البرز دامن زده است. به طوري که برنامه‌سازان اين رسانه با خط دهي مخفي و آشکار تقليل گرايان و با بي‌اعتنايي مزمن به مليّت و زبان ملّي (فارسي)، درصدد توليد «زبان معيار محلّي» براي البرز و البرزيان هستند. چهره تراشي هاي غيراصولي با تعريف سليقه‌اي و موسّع از مفاهيم البرز پژوهي و البرزپژوه، انتشار گزارش‌ها غلط درباره فرهنگ، تاريخ و گويش هاي محلّي البرز، از نقدهاي پيوسته گرايان به راديو و تلويزيون استان متکثّر و متنوع البرز است. استاني که از نظر فرهنگي شبيه استان تهران و کلان شهر تهران است و همان نسخه جدید را بايد بر اين پيچيد.

 

مسئوليت‌هاي بنياد ايران‌شناسي و يازده پيشنهاد

- تدوين «سند البرز پژوهي» از سوي بنياد ايران شناسي شعبه استان البرز براي تعريف اصولي و منطبق با امر ملّي مفاهيمي همانند «البرز پژوهي» و «البرز پژوه» و ابلاغ آن به نهادها و سازمان هاي دولتي و غير دولتي به ويژه صدا و سيما و ديگر رسانه هاي گروهي؛

-  رويکرد ملّي - ميهني به تنوع فرهنگي و زباني موجود در البرز با مبنا قرار دادن مليّت ايراني و پرداخت هوشمندانه و آگاهانه به آن؛

-  تبيين پيوندهاي البرز با ديگر استان ها و شهرها براي تقويت هويت ملّي و ايجاد مودّت و مهرباني بين ايرانيان؛

-  ورود دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالي به مقوله البرز پژوهي؛

-  نگارش و انتشار «دانشنامه البرز» با مشارکت متخصصان و با رعايت روش تحقيق و نگارش؛

-  راه اندازي شاخه استاني «انجمن آثار و مفاخر فرهنگي» و «سازمان اسناد ملّي ايران» در شهر کرج؛

 - نام گذاري متقابل شهرهاي مراکز استان هاي ايران در ميدان ها، خيابان ها و مراکز فرهنگي و هنري مرکز استان البرز (کرج)؛

-  نظارت بر تشکّل‌هاي قومي و بومي در استان البرز با هدف پيشگيري از انحراف و زاويه آنان از هويت و وحدت ملّي ايرانيان و جلوگيري اقناعي از افتادن آنها در دام هاي پيچيده و رنگارنگ مخالفان ايرانِ يکپارچه؛

-  عدم حضور تصميم گيرانه و تصميم سازانه تقليل گرايان و قوم گرايان در نهادهاي فرهنگي و هنري استان البرز؛

- برگزاري جشنواره ها و گردهمايي هاي شادي بخش و اثرگذار در معرفي عناصر ملّي ايران و ايرانيان؛

- تدوين برنامه هاي جذاب، نو و قابل فهم براي کودکان و نوجوانان با هدف آشنايي عميق و مشتاقانه آنان با مفهوم ميهن دوستي و نهادينه سازي احترام به نمادهاي ملّي همچون پرچم و سرود ملّي.

 

واپسين‌ کلام حسين عسکري

متأسفانه مفهوم البرز پژوهي و عنوان البرز پژوه به جهت عدم مراقبت مسئولانه متوليان امر، دچار دگرديسي و انحراف در معنا و مصداق شده است. به همين دليل خود را به معناي متداول، «البرز پژوه» نمي دانم. اميدوارم مفهوم ملّي و ميهني اين عناوين، ققنوس وار از خاکستر جهالت ها و تعصب هاي کورِ وطن سوز، دگر باره سر برآورد.

جان به قربان وطن باد که در مذهب عشق

به جز از عشق وطن ياد نداد استادم

 

 

 

 

 

يادداشت حسين عسکري در آسيب شناسي البرز پژوهي 

 


برچسب: نویسنده: آبتین کریمیان تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 17:55

صفحه بندی