
به مناسبت روز فرهنگی هشتگرد برگزار می شود:
آیین رونمایی از 1 تاریخ هشتگرد
ناظر علمی: استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی
نویسنده: حسین عسکری
شنبه 18 آذر 1402، ساعت 15
شهر هشتگرد، مجتمع فرهنگی هنری 9 دی
_______________________________

کتاب تاریخ هشتگرد
ناظر علمی: استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی
نویسنده: حسین عسکری
تهران: انتشارات سفیر اردهال، زمستان 1402
860 صفحه
ویراستار: مجتبی مقدسی
تهیه، پردازش و انتخاب تصاویر: علی عسکری
حروف نگار و نمونه خوان: محبوبه اکبری
صفحه آرا و طراح متن: مریم صدیقی
طراح جلد: علی رضا مالکی
|این کتاب با حمایت شورای اسلامی شهر و شهرداری هشتگرد 1 شده است|
_______________________________
به مناسبت گرامی داشت هفدهم آذر روز فرهنگی شهر هشتگرد
دکتر حکمت اله ملاصالحی
استاد دانشگاه تهران و عضو هیأت امنای بنیاد ایران شناسی
15 آذر 1402
همه روز ما، روز فرهنگ و فرهنگیست. انسان هستنده ای فرهنگیست و باشنده ای فرهنگ پذیر. پاس و بپادارنده مواریث فرهنگی و میراثدار فرهنگ و زیست اقلیم و عاَلم فرهنگی خویش. نحوه بودن و حضور انسان در جهان، نحوه بودن و حضوری فرهنگی است. فرهنگ، بسط و امتداد وجود و تحقّق وجودی انسان در جهان است. تاریخ بشر و حضور تاریخمند آدمی در جهان، با کشش ها و کنش ها و خیزش های سازنده و آفریننده و رفتارهای فرهنگی او، روی پوسته نازکِ سیاره زمین افتتاح می شود و افق می گشاید و به حرکت درمی آید. نخستین تشکّل های گروهی و همبستگی اجتماعی و مراحل تدریجی اجتماعی شدن بشر در پیش از تاریخ، علی القاعده می باید با کنش ها و رفتارهای فرهنگی او اتفاق افتاده و متحقق شده باشد. امرار معاش به شیوه شکار جانوران حیات وحش و طعمه خواری و چیدن و جمع کردن و خوردن گیاهان وحشی، میراث جغرافیای طبیعی و جانوران حیات وحش بود. آن میراث طبیعی و طبیعت شکار کردن و طعمه خواری، به تدریج و مرحله به مرحله سر از رفتارهای فرهنگی برکشید و در قاب و قامت فرهنگ و آیین و رفتارهای آیینی و نمادها و تصویرسازی های فرهنگی آشکار و بیان و بازنمایی شد. آنچه شکار بود و جامعه شکارگران اینک آشکار شده بود و سر از رفتارهای فرهنگی انسان برکشیده بود. به دیگر سخن، شکار، اینک فرهنگ شکار بود و در ادوار سپسین، آیین و آداب شکارگری.
فرهنگ، دیگر چونان کلونی مورچگان طبیعت نبود که از پیش، طبیعت، طراحی و مهندسی اش کرده باشد. از آن پس انسان با کشش ها و کنش های آزاد و خلاق خود هم فرهنگ را می آفرید هم در فرهنگ آفریده می شد. البته و صد البته در یک فرایند دیرینه و دیرپا و دیرآهنگ و در بستر خطاها و آزمون ها و آزمودن ها و تصحیح پی به پی خطاها و محاسبات راست و ناراستش. فرهنگ، ابژه بیرون از وجود انسان نیست. اصلاً فرهنگ، ابژه نیست. عین زندگی است. به مفهوم دقیق تر، نحوه بودن و آداب زندگی است. درهم تنیده با انسان بودن و نحوه حضور و برآمدن و ظهور انسان در جهان است. فروکاستن فرهنگ به مجموعه یا ملغمه ای از هنجارها و پاره ای از رفتارهای اخلاقی ستوده و ادب و آداب نیک، هرچند دلنشین اما بر قامت فرهنگ تنگ است و حیطه شمول و گستره فراگیر و جغرافیای پردامنه و پرچین شکن فرهنگ را محدود می کند و نادیده از کنارش می گذرد.
همه سپهرهای ادراکی ما در دستگاه شناختی بشری ما اعم از حس و عقل و علم و عمل و خیال و رویا و حافظه و شهود (اشراقات عمیق باطنی و معنوی) و در یک کلام همه تجربه های زیسته ما در فرهنگ و در پدید آمدن و برآمدن و بالیدن فرهنگ بر صحنه، حضور پویا و مشارکت همه سویه داشته اند و همچنان دارند. آشکارگی الوهیت، امر قدسی، امر ماورایی و آن سویی و متعال به مدد کیهانی از نمادها و استعاره ها و تمثیل ها و تصویرها در فرهنگ، بازنمایی و بیان شده اند. رفتارهای متناقض ما، غلط کاری ها و خطاکاری ها و کژروی ها و هذیان باوری ها و توهمات ذهنی و فکری ما خشم و خشونت و قهرورزی ها و شرارت های شیطانی و شیطنت های ما نیز همه بشری و فرهنگی اند و در جغرافیای پردامنه و پُر چین و شکن فرهنگ ما اتفاق افتاده اند و بیان و بازنموده شده اند. تاریخ های سیاسی و اجتماعی و اعتقادی و اقتصادی و موارد مشابه دیگر همه وجهی و سویه ای از تاریخِ فرهنگ، جامعه و جهان بشری ما در معنای کلّی و کلان و جامع و فراگیر آن هستند.
از منظر باستان شناختی نیز تمدن ساختار پر چین و شکن و شکل پیچیده تر و شهری شده فرهنگ است. نکته ای که باستان شناس فقید «گوردن چایلد» نیک آن را دریافته بود و با شاخصه های ملموس به مدد شواهد باستان شناختی تبیینش کرده بود و باستان شناسان نسل سپسین نیز آن را پذیرفتند و بسط و شرح و تفصیل بیشترش دادند. به دیگر سخن، فرهنگ و تمدن دو پدیده دو رویداد دو واقعیت دو معنای ذاتاً جدای از هم نیستند. تفکیک و تبیین مناسبت میانشان چونان ظرف و مظروف یا ماده و معنا و یا جسم و جان، تفکیک و تبیین نادرست و فرهنگ ناشناسانه است. مناسبت میان ساز و صدا، حنجره و آواز چنان که میان تن و جان آدمی آن چنان به تعبیر صدرایی جوهریست و حرکتی جوهری دارند که افکندن هیچ فاصله و فراق میانشان را برنمی تابند. باری آذین بستن این یا آن ماه روزِ فرهنگ بر پیشانی این یا آن شهر و شهرستان و استان، کاری فرهنگی است و مهر تأیید دیگر بر اهمیت فرهنگ و حضور فرهنگی انسان در جهان است. شواهد و قرائن بسیار در دست است و به ما می گویند و متقاعدمان می کنند که بپذیریم هرجا و هرگاه مشارکت شهروندان را جمعی تر و گرم تر و صمیمی تر و با انگیزه تر و خلاق تر و با نشاط تر در گشودن گره کارها، در رفع و دفع موانع و مشکلات و معضلات اجتماعی و اقتصادی پیش رو، یافته ایم و دیده ایم و پذیرفته ایم؛ هم جامعه و جهانی پاک و پاکیزه و امن تر و ایمن تر داشته ایم هم میراثی پرمایه تر و غنی تر و کارنامه ای درخشان تر از خود برای نسل های سپسین بجای نهاده ایم.
ماه روزهای فرهنگ شهرهایمان را کلیشه ای، قالبی و قلابی و فرمایشی نبینیم و فرمایشی، بسته و منجمد و بی روح برگزار نکنیم. مردمی و مردم دارانه، زیر آسمان آبی شهرهایمان برگزارشان کنیم و بپا و پاس و گرامی شان بداریم. شهروندان شهرمان را به خودی و ناخودی شقه نکنیم. افراد جامعه نخود و لوبیا نیستند به خودی و ناخودی و نخودی تقسیمشان کنیم. هرچند زمانه این نحوه نگاه به تمامت بسر نیامده است لیک باید کوشید که بسر آید و بسر شود. شهروندان شهر و شهرهایمان را با همه تنوع و رنگارنگی شان، پیکر واحد ببینیم و پیکر یکدیگر بشناسیم و بفهمیم و بپذیریم. ببینیم و بشناسیم و بفهمیم و بپذیریم هم اینان شهر ما و شهرهای جامعه و جهان بشری ما را پی افکنده و بنیاد نهاده و بپا کرده و بپا داشته و پدید آورده اند. ببینیم و بدانیم و بشناسیم و بفهمیم و بپذیریم بدون حضور و مشارکت پویا و سازنده و آفریننده یک به یکشان هیچگاه زیست اقلیم و عالَمی چونان فرهنگ یا جامعه و جهان بشری پدید نمی آمد. نقش و سهم و مشارکت همه شهروندان را در هر سطحی و در هر مقیاسی و برآمده از هر قوم و تیره و تباری از هر گروه سنی و جنسی و متخصص در هر حرفه و هنر و رشته و دانشی و با هر عقیده و اندیشه ای که وفاق و صلح و آشتی و همبستگی میان ما را تقویت کند و تنور جان ما را گرم دوستی و صمیمیت و محبت به یکدیگر کند و دامن اخلاق و ادب و اوصاف نیک اندیشی و نیک خواهی و نیکوکاری و نوع دوستی را در شهرهایمان و در محیط های زندگیمان بگستراند؛ جدّی بگیریم و جدّی ببینیم و جدّی بشناسیم و عمیق و جدّی بفهمیم و بپذیریم.
فراموش نشود که انسان به ناگاه و خلق الساعه و در خلاء فرهنگی نشده است. مراحل فرهنگی شدن و فرهنگ پذیری و فرهنگ سازی انسان در فرایندهای متفاوت و دیرپا و دیرآهنگ، روی پوسته نازک سیاره زمین در زیست بوم های متفاوت و نه همیشه همزمان و ناهماهنگ اتفاق افتاده است. در ذیل تشکّل های گروهی هم اتفاق افتاده است نه فردی. ابتکارها و نوآوری ها و خلاقیت های فردی نیز در درون گروه و تشکّل های گروهی اتفاق افتاده اند و هماره در خدمت جمع و جامعه بوده اند. در بطن و در بستر همین فرایندهای دیرپا و دیرآهنگِ فرهنگی شدن و فرهنگ پذیری و اجتماعی شدن، هستنده ای ظهور می کند که به وجوه اشتراک و اوصاف اجتماعی و فرهنگی و تاریخی و تاریخمند، می شناسیمش. هستنده ای که پیشاپیش تمام امکانات و شئون و استعداد فرهنگ پذیری و زیست اجتماعی و تاریخمندی در هستومندی یا موجودیت و وجودیت او، بالقوه رقم خورده و نهاده شده است.به بیان صریح و روشن، نوزاد انسان دیگر چونان جانوران حیات وحش چونان موران و زنبوران، چونان پروانگان و پرندگان چونان یوزینگان و بوزینگان به هنگام تولد در آغوش طبیعت و جغرافیای طبیعی افکنده نمی شود؛ چونان نوزاد انسان در آغوش فرهنگ و تاریخ، زاده می شود. فرهنگی هم، زاده می شود.
حُسن ختام سخن آن که مقارنت رسم نیکوی گرامی داشت هفدهم آذر ماه، «روز فرهنگی 1 را با آیین رونمایی «کتاب جامع تاریخ هشتگرد» که به قلم توانای مورخ دانای دیار ما و میهن ما آقای دکتر حسین عسکری به رشته تحریر درآمده است به فال نیک می گیریم و به یک به یک هشتگردیان تبریک می گوییم.
برچسب:
نویسنده: آبتین کریمیان